شهدا

سردار شهید حاج حسن شوکت پور

سردار شهید حاج حسن شوکت پور
فرمانده لجستیک لشکر 14 امام حسین
معاونت لجستیک ستاد مشترک سپاه

زندگی نامه:
سردار شهید حاج حسن شوکت پور در سال 1331 در شهر سمنان و در شب شهادت امام حسن مجتبی (ع) در خانواده‌ای مذهبی و متدین دیده به جهان گشود.او تحصیلات ابتدایی را در سمنان گذراند و پس از آن به همراه خانواده به روستای «درجزین» مهاجرت کرد.او با وجود کمی سن به مجالس مذهبی و تحصیل علوم دینی علاقمند بود. پس از پیروزی انقلاب از سوی دفتر عمران حضرت امام خمینی (ره)به کردستان رفت و در آنجا به فعالیت های عمرانی و سازندگی مشغول شد.پس از آن مدتی با واحد فرهنگی حزب جمهوری اسلامی همکاری کرده و به افشای جنایات گروهک منافقین در کردستان پرداخت.در جریان آمد و شد وی به محافل و مجالس مذهبی با شخصیت آسمانی و ملکوتی امام راحل خمینی بزرگ آشنا شد .این آشنایی روح تشنه او را در مسیر مبارزه علیه حکومت ستم شاهی قرارداد.در سال 1353 در یکی از مدارس منطقه نظام آباد تهران به همراه تعدادی دیگر از مبارزان مسلمان به فعالیتهای فرهنگی علیه رژیم شاه و با تهیه و توزیع کاریکاتور و نوشته های متناسب با فضای سیاسی اجتماعی آن زمان به امر بیداری و روشنگری مردم خصوصا قشر دانش آموزان کشور پرداخت.او بعد از مدتی در کارخانه خودرو سازی مزدا استخدام شد.در این کارخانه به علت اعلام انزجار و مخالفت با حضور نا سالم عوامل بیگانه مورد تعقیب ساواک قرار گرفت .او با تلاش شبانه روزی تا پیروزی کامل انقلاب و محو حکومت منحوس پهلوی از متن میهن اسلامی به فعالیت خود ادامه داد. با آغاز جنگ و نیاز جبهه های نبرد به نیروهای کیفی انقلاب شهید شوکت پور «فعالیت در استانداری را رها کرده به خیل سبزپوشان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست.با شروع جنگ به عضویت رسمی سپاه پاسداران درآمد و در بیشتر عملیات ها شرکت کرد.وی به عنوان یکی از بهترین مسیولین تدارکات جنگ منشا خدمات بسیار ارزشمندی در ساماندهی و پیشبرد لجستیک مناطق جنگی شد .مسئولیت لجستیک لشکر 14 امام حسین را در مناطق مختلف جنگی به عهده داشت او به دلیل توانایی‌های بسیاری که داشت به عنوان مسئول تدارکات قرارگاه حمزه سیدالشهدا (ع) منصوب شد تا اینکه سرانجام در گرماگرم عملیات والفجر 8 در فاو از ناحیه کمر بر اثر اثابت ترکش توپ قطع نخاع شد و تا پایان عمر گرانقدرش قهرا مجبور به استفاده از صندلی چرخدار گردید. آن شهید عزیز مدتی را در بیمارستان بستری بود اما عشق حضور در کنار رزمندگان اسلام او ر با همان صندلی چرخدار به مناطق عملیاتی کشد و تا پایان جنگ در کنار سرداران و فرماندهان جنگ و فرماندهان جنگ به وظیفه خطیر دفاع از اسلام پرداخت با پایان جنگ به سمت فرماندهی لجستیک نیروی مقاومت و جانشین فرماندهی آماد نیروی زمینی سپاه منصوب شد .آن شهید عزیز به رقم معلولیت جسمی شدید همه روزه صبح زود با صندلی چرخدار در محل خدمت خود در فرماندهی آماد حاضر می شد و تا دیروقت به رفع و فتق امور حوزه فرماندهی خویش می پرداخت.اما سرانجام این کوه صبرو استقامت و این مجاهد نستوه را اندوه شدید ارتحال پیر و مرادش از پای انداخت. خبر جانگداز رحلت امام تاب و توانش را ربود ، پس از درگذشت امام بارها و بارها اعلام کرد که پس از رحلت آن روح بلند دیگر ادامه زندگی برایم قابل تحمل نیست . این عاشق صادق و پیرو راستین خط سرخ علوی در حالی که بیش از دو ماه از رحلت عاشقان و عارفان نگذشته بود بر اثر عفونت شدید کلیه ، دارفانی را وداع گفته و به خیل شهیدان انقلاب پیوست .

اضافه کردن دیدگاه جدید